چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

اعلام میکنم!، انتشارات ویستار، چاپ اول ۱۳۹۳ (طراح جلد: پیمان سلطانی)

به همراه شعر و صدای فرخنده حاجیزاده

موسیقی: ضیاالدین ناظمپور

به پایان آمد این دفتر/ حکایت همچنان باقیست

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

«ویستار» نامی است که از فرهنگ لغت پر کشید و ابتدا نشست روی تابلویی کوچک به نام «انتشارات ویستار» ۱۰ سال بعد این تابلو بزرگ‌تر شد و نشست کنارِ چند پرنده‌ی فلزیِ در حال پرواز بر سر در کتابفروشی زیبایی در خیابان کریم‌خان زند تهران.

ادامه مطلب …

برخورد نزدیک در نیویورک با زن عجم خوبه یا تی.ان.تی

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

تأملی پیرامون جنسیت و میراث زنانه

داریوش معمار

شاید اگر قرار باشد از ویژگی‌های مهم عصر خود تعدادی را نام ببریم بتوان به استعاری شدن، کلیشه، کنایه، طنز، نمایش، کپی‌برداری، ضد و نقیض‌گویی، بازی‌دادن، التقاطی‌گری، و کثرت‌گرایی اشاره نمود که همه و همه زمینه از شکاکیت و بدبینی دامنه‌دار نسبت به اصل واقع‌شدن هر رویدادی و به حاشیه راندن وجوه رسمی و قطعی آن است. صورتی از فرافکنی ایده‌ها که در مقاله «مشروعیت زدایی»۱ لیوتار۲ آن را روشی برای رهایی از یک دست‌سازی در بخش روایت کلان و تفکرات و تأمل‌های وابسته به آن‌ها می‌داند. وضعیتی که ابزارهای قدرت را- به عنوان گزاره‌ای مسلط در فرایند همگانی‌شدن امکانات زایش و تولیدی که مجموعۀ قواعد و شناسه‌های خود را به ما تحمیل نموده- دچار بحران مشروعیت نموده و مرجعیت‌شان را در ارائه خود و سیطره بر شرایط دیگر تنزل داده و ناکام می‌گذارد. در قصه برخورد نزدیک در نیویورک از رضا براهنی ما با شخصیت‌ها و رویکردهایی روبه‌رو هستیم که با به مسخرگی کشاندن جنسیت رخدادها و وابستگی‌های پیرامون‌شان در وضعی استعاری و هم کنایی می‌خواهند به بی‌اعتباری آنچه محدوده‌ی دریافت‌های ما از قاعده‌مندی آن‌هاست اشاره نموده و آهنگ پیچیده‌ی روانی وضعیتی که در اکنون ما جریان دارد را از غیاب درآورده در برابر ما قرار دهند. سیر بلوغ متوالی درگیری‌های دامنه‌دار انسان امروز با خویش و از سویی دیگر شرایط حاکم- مدرن- با ماهیت متحولی است که می‌خواهد همه چیز از جمله آن میراث را در کش و قوس کنش‌اش تغییر دهد، وانموده‌ای از سوءتفاهم‌های پیرامون ما در وضع تأخیری و ضد و نقیض روزگاری که سپری‌شده، میراثی آن‌قدر سنگین که می‌توان به کشمکش هر کسی را متهم به اخلال در فهم عمومی، حافظه‌ی عمومی و آسایش عمومی، آن هم در آشوب‌ترین دوران‌ها نمود.

ادامه مطلب …

بذر زنانه

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

نگاهی به مجموعه داستان «تقدیم به کسی که قاتلم نبود»

امین فقیری

کتاب لحظه‌هائی دارد که آدم را از جهان خاکی جدا می‌کند و به رویائی تلخ می‌کشاند. رویائی که غم بی‌نامی در آن نهفته است. شاید بتوان اسم آن را بغض گذاشت. بغضی بدون اشک، حالتی بین خفگی، مرگ، حتی زبیائی‌ها هم در این کتاب غمناکند. یکی در مقابل دیدگان تو سرش را به دیوار می‌کوبد و تو شاهد شرّه‌کردن خون از شقیقه‌هایت هستی. پاهایت در منجلابی از خون فرو می‌رود. خشمی فروخورده، کسی عاصی را می‌بینی که سعی دارد از گردابی جهنمی بگریزد؛ اما باز هم دچار مصیبتی محتوم می‌گردد. چرا که غارهای گذشته‌ی نامیرا پیش روی تو دهان باز می‌کنند.

ادامه مطلب …

آخر خط

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

پوریا حاجی‌زاده
تولد: ۱۸ خرداد ۱۳۵۶
وفات: ۳ آبان ۱۳۹۲

همی‌دارم از دور گردون شگفت/ ندانم که را خاک خواهد گرفت*

اگر رند مغ آتشــی می‌زند/ ندانم چـــراغ کـه بـُر می‌کند

در این خونفشان عرصۀ رستخیز/ تو خون سیاهی به ساغر بریز

گفتم پردیسُ تنها نمی‌ذارم ولی گذاشتم. سه روز قبلش گفته بودم؛ توی راهروی بیمارستان کسری، وقتی توی بغل هم ضجه می‌زدیم و پژمان نمی‌تونست جدامون کنه.

مسئول آسانسورحالمُ که دید دیگه نمی‌گفت «طبقات فرد آسانسورِ بغل» پا می‌شد صندلیشُ سُر می‌داد زیر پام و هیچ کسُ سوار نمی‌کرد؛ نگام می‌کرد تا بگم منفی یک، بخش چهار، بخش سه، بخش پنج. نمی‌دونم دیگه برای چی بدو بدو طبقاتُ پایین بالا می‌رفتم!

ادامه مطلب …

حس ششم

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

دخترِ پس از من رفت و به دنیا نیامد

خواهرکم فریبا یا مثلاّ فتانه

سرشارِ حس ششم

جای نیامدنش چه جیغی کشیدند

اگر می‌دانستم

ادامه مطلب …

سیمین دانشور اولین زن داستان‌نویس ایران یا زوجه‌ی آل‌احمد

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

روی یک صندلی بی‌دسته، در محوطه‌ی تالار رودکی (وحدت)، سیمین بهبهانی نشسته. جمعیتی دورتادور ایستاده‌اند یا پشت محوطه قدم می‌زنند؛ جمعیتی نه در شأن تشییع پیکر ارزشمند سیمین دانشور، تعدادی نویسنده، شاعر، خبرنگار، دوستان، افراد خانواده، علاقه‌مندان و دوستداران سیمین دانشور، کارمندان وزارت ارشاد و مسئولین اداره‌ی سانسور.

ادامه مطلب …

جوی باریکی هستیم در بین جویبارهای خُرد دیگر

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

گفت‌وگوی روزنامه نشاط با فرخنده حاجی‌زاده

به مناسبت انتشار سومین شماره‌ی مجله‌ی «بایا»

گفته‌اید که بایا «خواستار جدی هنر و ادبیات جدیداست» منظور شما از هنر و ادبیات جدید چیست؟

مُراد از هنر و ادبیات «جدید» آثار صدسال گذشته‌ی تاریخ هنر و ادبیات است. این نوع آثار به لحاظ فرمی با گسست از تقلید و بازنمایی که قرن‌های طولانی از افلاطون تا همین اواخر بر هنر سیطره داشت مشخص می‌شود، به لحاظ تاریخی از سال‌های پایانی قرن نوزدهم شروع به خودنمایی می‌کند و در دهه‌های اول و دوم قرن بیستم به اوج تکامل خود می‌رسد و بهترین نمایندگان خود را در وجود جویس، پروست، وولف، پیکاسو، کله، شوئنبرگ و… می‌یابد. در ایران خود ماهم نیما را در ادبیات می‌یابد؛ هدایت را و بعدها فرخ‌زاد و…تا بعد نسل‌های دیگری از راه برسند و هنرهای دیگر هم. تأکید می‌کنم که واژه‌ی «جدید» را به‌مثابه مفهومی که در نقطه‌ی مقابل (کهنه) یا قدیمی قرار می‌گیرد تا ترکیب‌هایی چون هنر و ادبیات جدید در برابر هنر یا ادبیات قدیمی یا (کهنه) ساخته شود در نظر نداریم. کهنگی را برای هنر و ادبیات راستین برازنده نمی‌دانیم که کهنگی با ذات هنر در تضاد است. و باز تأکید می‌کنیم که مواردی ازجمله مطلب مورداشاره‌ی شما، اعلام اولویت بوده است، اولویت امروز در برابر گذشته و شناخت امروز در پرتو گذشته و سنت. صرف تعلق یک اثر به دورانِ پیشین آن را از حوزه‌ی علاقه و بررسی ما خارج نخواهد کرد.

ادامه مطلب …

نقالی طلعت متکثر و موقعیت اضطراب

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

نقالی طلعت متکثر و موقعیت اضطراب (۱)

پگاه احمدی- مجموعه شعر «طلعت منم»/ فرخنده حاجی‌زاده/ نشر ویستار

.

به‌طورکلی چشم‌هایت را دوست دارم

جزییاتم کنار تو بی‌ربط

تفاوت را می‌پسندی

با طای دسته‌دار

با تای بی‌دسته؟

کور شود دریدا که تفاوت را نمی‌بیند

وقتی میان پرانتزها کشیده می‌شوم

و می‌شوند کشیده‌تر فاصله‌ها

ادامه مطلب …

سانسور نکن به هیچ فرمانی

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

چند ماه قبل که وارد فضای فیس‌بوک شدم تصمیم گرفتم ارتباط فیس‌بوکی‌ام محدود و منحصر به دوستانی شود که می‌شناسم‌شان (از نزدیک یا از طریق آثارشان) رفته‌رفته با نوشته‌هایی احساس نزدیکی کردم که نویسندگان یا انتخاب‌کنندگان‌شان را نمی‌شناختم.

ادامه مطلب …