سیمین دانشور اولین زن داستان‌نویس ایران یا زوجه‌ی جلال آل‌احمد

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

روی یک صندلی بی‌دسته، در محوطه‌ی تالار رودکی، سیمین بهبهانی نشسته. جمعیتی دورتادور ایستاده‌اند یا پشت محوطه قدم می‌زنند؛ جمعیتی نه در شأن تشییع پیکر ارزشمند سیمین دانشور، تعدادی نویسنده، شاعر، خبرنگار، دوستان، افراد خانواده، علاقه‌مندان و دوستداران سیمین دانشور، کارمندان وزارت ارشاد و مسئولین اداره‌ی سانسور.

ادامه مطلب …

جوی باریکی هستیم در بین جویبارهای خُرد دیگر

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

گفت‌وگوی روزنامه نشاط با فرخنده حاجی‌زاده

به مناسبت انتشار سومین شماره‌ی مجله‌ی «بایا»

گفته‌اید که بایا «خواستار جدی هنر و ادبیات جدیداست» منظور شما از هنر و ادبیات جدید چیست؟

مُراد از هنر و ادبیات «جدید» آثار صدسال گذشته‌ی تاریخ هنر و ادبیات است. این نوع آثار به لحاظ فرمی با گسست از تقلید و بازنمایی که قرن‌های طولانی از افلاطون تا همین اواخر بر هنر سیطره داشت مشخص می‌شود، به لحاظ تاریخی از سال‌های پایانی قرن نوزدهم شروع به خودنمایی می‌کند و در دهه‌های اول و دوم قرن بیستم به اوج تکامل خود می‌رسد و بهترین نمایندگان خود را در وجود جویس، پروست، وولف، پیکاسو، کله، شوئنبرگ و… می‌یابد. در ایران خود ماهم نیما را در ادبیات می‌یابد؛ هدایت را و بعدها فرخ‌زاد و…تا بعد نسل‌های دیگری از راه برسند و هنرهای دیگر هم. تأکید می‌کنم که واژه‌ی «جدید» را به‌مثابه مفهومی که در نقطه‌ی مقابل (کهنه) یا قدیمی قرار می‌گیرد تا ترکیب‌هایی چون هنر و ادبیات جدید در برابر هنر یا ادبیات قدیمی یا (کهنه) ساخته شود در نظر نداریم. کهنگی را برای هنر و ادبیات راستین برازنده نمی‌دانیم که کهنگی با ذات هنر در تضاد است. و باز تأکید می‌کنیم که مواردی ازجمله مطلب مورداشاره‌ی شما، اعلام اولویت بوده است، اولویت امروز در برابر گذشته و شناخت امروز در پرتو گذشته و سنت. صرف تعلق یک اثر به دورانِ پیشین آن را از حوزه‌ی علاقه و بررسی ما خارج نخواهد کرد.

ادامه مطلب …

نقالی طلعت متکثر و موقعیت اضطراب

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

نقالی طلعت متکثر و موقعیت اضطراب (۱)

پگاه احمدی- مجموعه شعر «طلعت منم»/ فرخنده حاجی‌زاده/ نشر ویستار

.

به‌طورکلی چشم‌هایت را دوست دارم

جزییاتم کنار تو بی‌ربط

تفاوت را می‌پسندی

با طای دسته‌دار

با تای بی‌دسته؟

کور شود دریدا که تفاوت را نمی‌بیند

وقتی میان پرانتزها کشیده می‌شوم

و می‌شوند کشیده‌تر فاصله‌ها

ادامه مطلب …

سانسور نکن به هیچ فرمانی

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

چند ماه قبل که وارد فضای فیس‌بوک شدم تصمیم گرفتم ارتباط فیس‌بوکی‌ام محدود و منحصر به دوستانی شود که می‌شناسم‌شان (از نزدیک یا از طریق آثارشان) رفته‌رفته با نوشته‌هایی احساس نزدیکی کردم که نویسندگان یا انتخاب‌کنندگان‌شان را نمی‌شناختم.

ادامه مطلب …

نظر حورا یاوری درباره آثار فرخنده حاجی‌زاده

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

ادامه مطلب …

آدرس

سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

زنی حنجره‌اش را به باد فروخته

آن‌وقت من

ادامه مطلب …

ترجمه زندگی‌نامه فرخنده حاجی‌زاده

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

ادامه مطلب …

نظر سیمین دانشور درباره آثار فرخنده حاجی‌زاده

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

ادامه مطلب …

تلاشی برای تعبیر جدید احساس‌ها

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

نقد مجموعه شعر «طلعت منم!» اثر فرخنده حاجی‌زاده

رسول عبدالمحمدی

راهی به نقد این اشعار

۱- در هر حال شعر باید تبدیل به موجودی مستقل شود، وگرنه ایجاد نشده است؛ یعنی از ترکیب کلماتی که در کنار هم قرار گرفته‌اند، شاهد جهانواره‌ی جدیدی نیستیم.

ادامه مطلب …

کافه کتاب

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

(عکاس رومیسا مفیدی)

تفاوت گاه با یک نام آغاز می‌شود؛ نام که به عنوان یک دال معانی و ارزش خود را تا حد زیادی از رابطه‌ای که با مدلول اولیه‌ی خود برقرار می‌کند، می‌سازد. نام که نه تنها در حیات اجتماعی افراد بلکه در تشخص بنا‌ها و مؤسسات نیز اهمیت دارد و انتقال‌دهنده‌ی آرزوها و نگرش فرهنگی نامگذاران است و از همین‌رو گاه نامی چنان در جانت ریشه می‌دواند که دلت می‌خواهد آن را بر فردی، جایی، اثری بگذاری و یا به دیگران پیشنهادش دهی، همان‌گونه که هر چه سعی می‌کنی با بعضی از اسامی عجین نمی‌شوی؛ نامِ «کافه کتاب» در من ریشه دوانده بود و به همین خاطر نمی‌توانستم با ترکیب «کافی شاپِ کتابفروشی…» کنار بیایم، همین‌طور که اصطلاح «رونمایی کتاب» عروس‌هایی را به یادم می‌آورد که با بالارفتن چند وجب پارچه به نام تور عروس برای اولین‌بار به آقای داماد چهره می‌نمایانند و به مصداق ورود با چادر سفید و خروج با کفن سفید جامه‌ی عمل می‌پوشانند. نامی که بیشتر مناسب پروسه‌ی نشر کتاب است که زیر دست مشاطه‌های بی‌رحم زیباییش قربان می‌شود، نه جشن انتشارش، اگر جان سالم بدر برده باشد.

ادامه مطلب …