ترجمه زندگی‌نامه فرخنده حاجی‌زاده

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

ادامه مطلب …

نظر سیمین دانشور درباره آثار فرخنده حاجی‌زاده

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

ادامه مطلب …

تلاشی برای تعبیر جدید احساس‌ها

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

نقد مجموعه شعر «طلعت منم!» اثر فرخنده حاجی‌زاده

رسول عبدالمحمدی

راهی به نقد این اشعار

۱- در هر حال شعر باید تبدیل به موجودی مستقل شود، وگرنه ایجاد نشده است؛ یعنی از ترکیب کلماتی که در کنار هم قرار گرفته‌اند، شاهد جهانواره‌ی جدیدی نیستیم.

ادامه مطلب …

کافه کتاب

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

(عکاس رومیسا مفیدی)

تفاوت گاه با یک نام آغاز می‌شود؛ نام که به عنوان یک دال معانی و ارزش خود را تا حد زیادی از رابطه‌ای که با مدلول اولیه‌ی خود برقرار می‌کند، می‌سازد. نام که نه تنها در حیات اجتماعی افراد بلکه در تشخص بنا‌ها و مؤسسات نیز اهمیت دارد و انتقال‌دهنده‌ی آرزوها و نگرش فرهنگی نامگذاران است و از همین‌رو گاه نامی چنان در جانت ریشه می‌دواند که دلت می‌خواهد آن را بر فردی، جایی، اثری بگذاری و یا به دیگران پیشنهادش دهی، همان‌گونه که هر چه سعی می‌کنی با بعضی از اسامی عجین نمی‌شوی؛ نامِ «کافه کتاب» در من ریشه دوانده بود و به همین خاطر نمی‌توانستم با ترکیب «کافی شاپِ کتابفروشی…» کنار بیایم، همین‌طور که اصطلاح «رونمایی کتاب» عروس‌هایی را به یادم می‌آورد که با بالارفتن چند وجب پارچه به نام تور عروس برای اولین‌بار به آقای داماد چهره می‌نمایانند و به مصداق ورود با چادر سفید و خروج با کفن سفید جامه‌ی عمل می‌پوشانند. نامی که بیشتر مناسب پروسه‌ی نشر کتاب است که زیر دست مشاطه‌های بی‌رحم زیباییش قربان می‌شود، نه جشن انتشارش، اگر جان سالم بدر برده باشد.

ادامه مطلب …

من در سکوت به پرویز شهریاری قول داده‌ام

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

دورادور می‌شناختمش؛ در چاپخانه‌ی رامین پای صحبتش نشسته و ذکر مهربانیش را سال‌ها شنیده بودم.

سه‌شنبه شب بود (۱۴/۷/۱۳۷۷) از ذره ذره‌ی وجودم بوی خرابی جهانی می‌آمد که بر سرم آوار شد. بوی مرگ، بوی ویرانی خاطره‌های کودکی، بوی گلاب توی سالن می‌پیچید، دور می‌زد و گویی می‌نشست روی عکس‌های دوقلوی پدر و پسر و تک بیت‌هایی که بر روی کاغذ‌های رنگی به دیوار زده بودند. بالای یکی از عکس‌ها باخطی خوش نوشته شده بود «کارون در من است امشب» صدای برجا مانده‌ی شاعر از بلندگو شنیده می‌شد و انگار روی سبد‌های گل و نوارهای مشکی می‌نشست و شعر زیبای فروغ را به یاد می‌آورد «تنها صداست که می‌ماند» چند دختر و پسر جوان ظرف‌های حلوا را بین جمعیت می‌چرخاندند. یکی هم آن میان نایلون به دست انواع قرص‌های دیازپام، اگزازپام، کُلُرُدیاز… و… را توزیع می‌کرد و به هرکدام از اطرافیان به تناسب وضعیّتش به تجویز خود چیزی می‌خوراند. قرار بود که آن شب هیچ کس گریه نکند.

ادامه مطلب …

گفتگوی امیر آرمین: در قلمرو ادب

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

گفتگوی امیر آرمین: در قلمرو ادب

درود بر شما، من امیر آرمین، برنامه را آغاز می‌کنم با گفتگو با یک نویسنده در تهران و معرفیِ یک رمان پرخواننده در آمریکا. رمانِ «من، منصور وآلبرایت» به قلم «فرخنده حاجی‌زاده» که توسط نشر خاوران در پاریس منتشر شد. به این رمان در ایران اجازه‌ی چاپ داده نشد؛ در رمان به شرح ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای پرداخته شده که دو تن از قربانیان آن قتل‌ها، برادر و برادرزاده‌ی نویسنده، یعنی حمید حاجی‌زاده و پسر کوچکش، کارون، بوده‌اند که در سال ۱۳۷۷ با ۳۸ ضربه‌ی چاقو از پای درآمدند. از خانم حاجی‌زاده رمان‌های دیگری پیش‌‌تر در ایران منتشر شده و مجموعه داستان‌هایی که بعضی از آن‌ها بی‌ارتباط با رمانِ منتشر شده در پاریس نیستند از جمله کتاب «تقدیم به کسی که قاتلم نبود». گفتگوی ما با نویسنده با دلیل نام‌گذاری همین کتاب آغاز می‌شود.

ادامه مطلب …

؟

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

خلاصه شده‌ام

……………….خیلی

پهلو به پهلوی ایجاز نه

……….ر

……………ی

……….ز

……………ش

……….کرده‌اند

ادامه مطلب …

برنامه‌ی «با کتاب در ایران»

جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۲

کامران فانی

- در این برنامه به معرفیِ چند کتابِ تازه که اخیراٌ در ایران منتشر شده است می‌پردازم. «گزارش- قصه‌ی ۱: سینه‌ی سهراب» نوشته‌ی فرخنده‌ی حاجی‌زاده، انتشارات ویستار، ۹۶ صفحه.

- «وقت و بی‌وقت که قصه ببافی، و توی بیخوابی‌های شبانه سوار بر شاهپرکِ خیال تا تمام قله‌های کشف ناشدنیِ واقعیت بپری و گاه با رقه‌ی کوچکی از واقعیت و یا آن چیزی را که می‌توانست واقعیتِ تو باشد و نیست چنان بگسترانی که خودت هم ندانی مرز خیال کجاست و واقعیت کجا و مدام در واقعیت پرآشوب قصه‌های ذهنت غلت بزنی. اراده هم که کنی گزارشی از لحظه‌ای، وضعیتی، زندگی کسی یا جریانی بنویسی به سمت روایت کشیده می‌شوی و به نوشته‌ات که برگردی می‌بینی نه قصه است به روال آنچه آموخته‌ای و نه طبق تعریف‌های قراردادی گزارش. پس ناچار برای هویت بخشیدنش نامی خود ساخته بر آن می‌گذاری. نامی که تلفیقی از گزارش و قصه است.» «گزارش قصه»

ادامه مطلب …

تراژدی و استوره در «از چشم‌های شما می‌ترسم»

جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۲

محمدعلی علوی

برای انسان‌های نجیب و شریف: ایرج سلطانی و رضوان سجادپور

نام کتاب: از چشم‌های شما می‌ترسم

نویسنده: فرخنده حاجی‌زاده

ناشر: ویستار

سال انتشار: ۱۳۸۰

شوپنهاور: مفهوم راستین تراژدی، ژرف‌تر از آن است که بپنداریم قهرمان، تنها تقاص گناهانش را پس می‌دهد و نه تقاص گناه اولیه را که همانا گناه خودِ وجود است.

ادامه مطلب …

غزاله در حلقه‌ی تنگ نگاه

جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۲

«بروز آشفتگی در هیچ خانه‌یی ناگهانی نیست»۱ بروز تردید نیز در خواننده‌ی پی‌گیر آرام آرام شکل می‌گیرد. تردیدی نه از این دست که جنگل‌های جواهر ده نام زن سیاهپوشی را می‌دانند که بر درختی از درختان این جنگل، در یک روز زیبای اردیبهشتی در حلقه‌ی تنگِ طناب تاب خورد.

این که غزاله خالق آثاری چون «خانه‌ی ادریسی‌ها»، «دومنظره»، «چهار راه»، «شب‌های تهران»، «بعد از تابستان»، «تالارها»… است و این که جامعه‌ی ادبی با سکوت کشدارش، با همه‌ی ابزار اطلاع‌رسانی بدش نمی‌آید نام او در آشفته‌بازار ادبی گم شود؛ تا بعضی، نقد‌های آماده‌شان را چون غذاهای هضم‌نشده برکتاب‌های انتشار نیافته در آستین نگاه دارند تا همزمان با انتشار این آثار روانه‌ی روزنامه‌های متحد‌شان کنند، غم نیست. چون این ندیدن‌ها ذره‌یی از ارزش ادبی غزاله نمی‌کاهد؛ هر چند تردید آرام آرام شکل می‌گیرد، زمانی که ادب‌داران معاصر همت‌شان را خرج کسانی می‌کنند که به کار آیند. چون غزاله خود گفته بود «چرا باید رفتاری مثل سوگلی‌های حرم برای خوش آیند داشت. نیرو مصرف دارد.»

ادامه مطلب …