آرشیو جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

نظر دکتر رضا براهنی در مورد نوشته های فرخنده حاجی زاده

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

در فاصله ی بین «خاله سرگردان چشم ها» و «از چشم های شما می ترسم» در وجود فرخنده حاجی زاده با نویسنده ای سروکار داریم که از تجربه کردن در عوالم قصوی- از زبان تا راوی و زاویه- و شخصیت های متفاوت و آغشته به زوایای طنزآمیز و به ریشه زدن های سریع تا سرراست در آوردن قصه ی کوتاه، بلندتر از کوتاه و رمان نمی هراسد خواه خاله سرگردان چشم ها باشد و خواه ترس از آن ها و به هر طریق از خلال صنعت قصه و رمان چشم ها را عبور می دهد، عبور دادنی از زیر، انگاری که در سطح زیرین قالی خوش بافت پدیده ی قصوی، غوغایی از بیان زنانه و زنانگی بیان، آن جا در کمین این نویسنده نشسته است.

ادامه مطلب …

شعر دیگران

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

شاعر عزیز

یکی از شعرهای چاپ نشده ات را در این بخش منتشر کن.

                                                              باشد!

شعرت را به نشانی زیر ارسال کن:

ادامه مطلب …

آثار شما

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

نویسنده ی ارجمند

این بخش پیشکش مطلب تو.

مطلب خود را به نشانی زیر ارسال کن:

ادامه مطلب …

رنگی

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

جهان دوشیزه

           درآب های شیری که رنگی شد

آغاز شد بطالت

سکوت کرد             از عشق پنداشتند

ادامه مطلب …

تاخت

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

چیزی برای تاخت زدن نمانده

                     نگاه کن

مرغ عشق نوک می زند به منقار عقاب

ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

در فاصله ی انتشار دو شماره ی «شعر امروز» و «قصه ی امروز» «بایا» از لیست خرید کتابخانه های عمومی کشور حذف شد. خبر این حذف علاوه بر تماس تلفنی که با دفتر بایا انجام شد، از طریق مصاحبه های مختلفی که خانم چراغی و سایر مسؤولین و تصمیم گیرندگان در سایت ها و روزنامه ها انجام دادند، منتشر شد. تأکید مسؤولین بر این نکته که تنها خرید مجله ی «بایا»، از بین نشریات ادبی کشور برای کتابخانه های عمومی منع شده است، پاسخی در پی داشت که در روزنامه ی اعتماد، ۲۱ تیرماه ۱۳۸۶ و نشریه بایا، شماره ۴۵، بهار ۱۳۸۶ به چاپ رسید.

ادامه مطلب …

اسطوره مانا- نقد رمان «از چشم های شما می ترسم»

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

هلن اولیائی نیا

طبق معمول به من هشدار داده شده که محدودیت صفحات نشریه را در نظر داشته باشم که کاری است دشوار، وقتی ناچاری تمامی یک اثر را در چند صفحه با شتابزدگی بگنجانی و در ضمن، جان کلام را بیان کرده باشی. اثری را که مدت ها بر آن متمرکز شده ای و با آن زندگی کرده ای و به عنوان یک خواننده ی زن از لابلای سطور آن شخصیت هایی را کشف کرده ای که تبلور و تداوم سرنوشت زری و هستی سیمین دانشور و یا طوبای شهرنوش پارسی پور هستند و در هیئت شخصیتی به نام مانا در رمان «از چشم های شما می ترسم» به قلم فرخنده حاجی زاده متجلی شده اند. شخصیتی که خیال دارد چون نامش ماندگار بماند. پس اگر هویت او از محدوده های بومی، قومی و ملی فراتر رفته به اسطوره بدل شود، ماهیتی چندگانه و چندلایه به اثر می بخشد که به گمانم همان چیزی است که از یک اثر هنری انتظار می رود: جوشش رموز، معانی و نشانه ها از دل اثر ،و اگر چون نگارنده به باور ماتیو آرنولد، منتقد قرن نوزدهم عصر ویکتوریای انگلستان، رسیده باشیم که ناقد واقعی باید از گرایش های فردی، جناحی و گروهی که در پی راه های عملی و مادی حیات است اجتناب کند، این بعد جهانی- انسانی اثر در خوانش های دوم و بیشتر، کشتی دوچندان ایجاد می کند که دقتی موشکافانه و تحلیل گرانه می طلبد؛ حتا اگر این موشکافی به خوانش و تحلیلی منجر شود که تحلیل نهایی نباشد (که قطعا چنین نیست) و با خوانش های خواننده و منتقدی دیگر تفاوت داشته باشد زیرا باید اذعان داشت که هر کس از ظن خود یار نویسنده می شود.

ادامه مطلب …

صدای ترک خوردن روح جهان

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

گپ وگفت نوشین بدیع نیا با فرخنده حاجی زاده

نخستین تجربه های داستان نویسی شما چگونه و تحت تاثیر چه شرایطی شکل گرفت؟

از کودکی از طریق برادرها، مدرسه، ضرب المثل ها و تصیف خوانی های مادر با شعر و ادبیات آشنا شدم. اما در قصه پردازی های کودکیم نقش اصلی با پدر بود. پدر که به روایت ذهنم قصه گوی کم نظیری بود تا نیمه شب یا برایم قصه می گفت یا زیر نور کم رنگ چراغ گردسوز با صدای بلند بخش هایی از «هزار و یک شب»، «سمک عیار»، «قصص الانبیاء»، «شاهنامه»، «مولوی» و «سعدی» را می خواند. در کودکی از خوانده های پدر لذت می بردم اما گمان می کردم پدر معاصر نیست و آنچه می خواند کهنه است. بعدها به ارزش آنچه پدر می خواند پی بردم. اما کار جدی من در حوزه ی قصه نویسی بعد از شرکت در «کارگاه قصه نویسی براهنی» آغاز شد.

ادامه مطلب …