شعر دیگران

شاعر عزیز

یکی از شعرهای چاپ نشده ات را در این بخش منتشر کن.

                                                              باشد!

شعرت را به نشانی زیر ارسال کن:

 

farkhondeh.hajizadeh@gmail.com

درباره

۳ دیدگاه ها

  • farzadshoja ۳ شهریور ۱۳۹۱ at ۵:۵۶ بعد از ظهر پاسخ

    درود بر شما
    سرکار خانم حاجزاده
    به وبلاگتان آمدم وتمام مطالب زیبایتان را مرور کردم د
    ستمریزاد و قلمتان جاودان .شاد و خرم باشید

  • farzadshoja ۳ شهریور ۱۳۹۱ at ۵:۵۷ بعد از ظهر پاسخ

    باز هم درود ببخشید اشتباه تایپی
    حاجی زاده را

  • وحید کیانی ۱۱ شهریور ۱۳۹۱ at ۱۱:۱۱ بعد از ظهر پاسخ

    ۱
    خورشید
    آنقدر به قدمهایت خیره می شود
    تا جهان
    در مهی ابدی گم شود

    太阳
    如此地惊诧于你的步伐
    以致于世界
    在永恒的雾霭中迷失

    ۲
    لطیفه ی کهنی ست
    – مرگ –
    آن گونه
    که هر جمجمه ای می خندد

    死亡
    一个古老的笑话
    那般地
    每个头盖骨都在嗤笑

    ۳
    همه ی مرگ ها
    خواهند مُرد
    جز مرگ
    که هر روز متولد می شود

    所有的死亡
    都会死亡
    只有死亡
    每天都在诞生

    ۴
    من به مرگ می اندیشم
    تو به من
    تا قبرستان آبادیِ بالا
    با تو قدم خواهم زد

    我想着死亡
    你想着我
    直到繁华喧天的墓地
    我与你一起散步

    وحید کیانی
    مترجم: خانم مو هونگ یان

ارسال دیدگاه