جا مانده‌ای

از نیمکره‌ی چپم می‌ریزی

بطن من از تو فرمان

……………………. شرطی

…………………………….. منم!

کثرت نمی‌شناسم

شاعرترم از تو

که عاشق‌ترم به تو از تو

مغز باستانی به کنار     جا مانده‌ای

از کلیشه که حرف نزنیم

نحو و کلام و زبان را که بگذریم

شاعرترم که عاشق‌ترم به تو از ت

آذر ماه ۱۳۸۱

درباره

۱ دیدگاه

  • leila ۲۹ شهریور ۱۳۹۲ at ۱۰:۳۸ قبل از ظهر پاسخ

    اینقدر همه چیز تکراری شده که ادم نمی فهمد احترام به نویسنده و شاعری چون خانم فرخنده حاجی زاده را از کجا شروع کند. روزگار بدی بر ادبیات در فیس بوک..ککک می رود. دعواهای مسخره هفتادی.نودی. صدی.منم منم دروغ فریب. عبدالرضایی با همان شمایل دیوانه دنبال یارگیری منم خدا رستم تلف کردن جوان های بدبخت سکس فحشبه گلشری فحش می دهد به حافظ هیچکس زورش به این نمی رسد حالا دارند همدیگر را پاره می کنند /عبدالرضایی فلاح خواجات ؟ بنگاه داریوش معمار بی سواد شهرت طلب و تیمش… و مرده شوی این ادبیات که اینها در ان هستند بدبیراه–.فلاح با عقده های خطرناک و عاشق لایک. ناگهان از ۷۰ تا لایک سر بر دویست وسیصد .و دقت که شود می بینیم بسیاری از این لایک ها از طرف فیس بوک های جعلی و عجیب عریب. انگار این لایک ها ارزشی دارد.اهخدایا این همان ادبیات است؟ اقاجانی همه جا می رود تعریف وتمجید از هر شعری تا به روز باشد.خوبان ما خاموش .حتا از خودشان هم بدشان می اید.از ادبیات و بلای ان.باری به عنوان یک نخود مخاطب از نامه ای که به اقا جانی نوشته بودید متشکرم. و ان بزرگی و حرمتی که در شماست نایاب .حتا براهنی هم دیری گم کرده

ارسال دیدگاه