آرشیو ‘شعر’

جا مانده‌ای

جمعه ۷ تیر ۱۳۹۲

از نیمکره‌ی چپم می‌ریزی

بطن من از تو فرمان

……………………. شرطی

…………………………….. منم!

ادامه مطلب …

گرد چشم هایت

جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۱

دور جهان که نمی توانم بگردم

چه کنم برای حذف کردنت از وقت هایی که کم می آید

گرد تنم می چرخد چشم هایت

جه گویی وقتی کوتاه تر می شوم

وکش می آید خیابان با نقش گرد چشم هایت؟

 

ادامه مطلب …

جهت یادآوری

جمعه ۵ آبان ۱۳۹۱

به طور کلی چشم هایت را دوست دارم
جزئیاتم کنار تو     بی ربط
تفاوت می پسندی
با طای دسته دار
با تای بی دسته؟
کور شود «دریدا» که تفاوت را نمی بیند
وقتی میان پرانتزها کشیده می شوم
و می شوند کشیده تر فاصله ها

ادامه مطلب …

رنگی

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

جهان دوشیزه

           درآب های شیری که رنگی شد

آغاز شد بطالت

سکوت کرد             از عشق پنداشتند

ادامه مطلب …

تاخت

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱

چیزی برای تاخت زدن نمانده

                     نگاه کن

مرغ عشق نوک می زند به منقار عقاب

یادت بماند

سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۱

… و ما این امکان را به دایره دادیم
بگردد

ادامه مطلب …

دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱

متورم شده ایم

حجم عظیمی ازخودمان چیده ایم

سایت های اینترنتی

منِ ما، کجاست؟