آرشیو ‘نقد’

من،منصوروآلبرایت؛ تاملات پراکنده درپس وپشت ذهن یک خواننده

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

کامران فانی

شگفت زده شدم .بهت زده ازافسونی که نویسنده می دمدتاطلسمی سر به مهر را بگشاید.تا باجادوی خیال پرده از واقعیتی هولناک بردارد .کیمیاگری می کند.می خواهدگزارش یک قتل را بنویسد،گزارش مرگ راوگزارش پس از مرگ را.باتمام وجودش می کوشدواقع بین باشد ، دقیقاآنچه را گذشته ومی گذرد روایت کند .افسوس، هیچ گزارشی تاب روایت کابوس این شب هول را ندارد.کیمیای هنر این گزارش نویسی راتبدیل به اثرادبی می کند. ادامه مطلب …

احضار تاریخ در مجموعه شعر ” اعلام می کنم!”

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

لادن نیکنام

نخست این که مخاطب دفتر شعر “اعلام می کنم!” باید اهلیتی با شعر”فرخنده حاجی زاده” داشته باشد . یعنی این طور نیست که کسی این کتاب رادفعتا از قفسه ی کتابفروشی بردارد ودر یک نشست یک ساعته تمام کند ؛ البته از نظر خواندن شعرها شدنی است .ولی از نطر ارتباط با جان شعرلازم است  این کتاب بارها وبارها خوانده شود .لازم است  که مخاطب در فضای شعرها درنگ کند .بایستاد وهربند را چندین با ر بخواندوبعد برود سراغ بند بعد .یعنی این کتاب باید بند به بند خوانده شود  تا اتفاقی که مورد نظر شاعر بوده اتفاق بیفتد .

ادامه مطلب …

بسته ضد رکود، بوطیقا و جهان در شعرِ فرخنده حاجی زاده

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

دکترمسعودمیری

- بسته ضد رکود نوعی داوری درباره‌ی هدفی است که در بسته ضد رکود پیش‌بینی شده است و هنوز هرگز اتفاق نیفتاده است.

- هدف‌ها و غایت‌ها هیچ‌وقت رخ نمی‌دهند چون هستی‌مند اند و هستی‌ها وجود ندارند، بوجود آورده می‌شوند. داوری ضرورت غایت‌مندی است و غایت ‌مندی و هستی‌مندی در معرض الکتریسته‌ی ساکن و ویرانگر داوریِ ویرانگر. ادامه مطلب …

یادداشتی بر کتاب ” اعلام می کنم!” مجموعه شعرِ فرخنده حاجی زاده

پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶

دکتر اردشیر صالح پور

اعلام می کنم ! : عنوانی است به طنزواعتراض وسخره ،که بیش از هر چیز به فرامین آمرانه ی حُکام واُمرای سیاسی وحکومتی شباهت دارد .ترکیبی از حیرت وسئوال!؟
نوعی خطابه وجدیتی که ناگاه به هیچ گرفته می شود.
سابقه ی این احکام به ادبیات خطابه ای “روم ” باز می گردد ونامه های سر گشاده ی روم باستان “Epistel”که خطابه های “سیسرون ” از همه مشهور تراست ونمونه ی خودمانی آن کودتای سوم اسفند۱۲۹۹ “رضا خان میرپنج”به انشای “سید ضیاء”که: من حکم می کنم … ادامه مطلب …

آقای رئیس جمهور نگاهی به مجموعه‌ی «اعلام می‌کنم!» سروده فرخنده حاجی‌زاده

پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶

مسعود میری

۱
این که چرا به یک کتاب شعر پرداخته می‌شود، مسأله‌ی نقد را با ما در میان می‌گذارد. «مسأله نقد» برای من، مسأله‌ی تکاپوهای من است که در یک اثر مظاهره دارد. اما این ظهور و خفاها بازی درخشانی را رقم می‌زند که می‌توانم با این در جهان بازی رها شدن‌ها، کلمه‌های خاموش را در چشم‌اندازی دیگر به گفتن وادار کنم. ادامه مطلب …

نقدی بر رمان «از چشمهای شما می‌ترسم» فرخنده‌حاجی‌زاده

پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۵

محمود معتقدی

بازیابی روزگار از یادرفته!

«نزدیک دروازه‌ی مشتاقیه‌ام. باد که از لای بوته‌ها می‌گذرد. هوا پر می‌شود از بوی گل سرخ. روی زمین زانو می‌زنم… تیغ آفتاب دارد به وسط آسمان نزدیک می‌شود…

اسکلت‌های فلزی وسط میدان نگاهم را به طرف خود می‌کشند. مجسمه‌ها به صورتی چندش‌آور و وحشتناک کنار هم چیده شده‌اند». (ص ۲۱۷)

ادامه مطلب …

نقد رضا خندان بر قصه وهم سبز

یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴

از مجموعه خلاف دموکراسی

رضا خندان (مهابادی)

جهان کودکان، تا به آنجایی که به خودشان مربوط می‌شود، جهان سادگی و سرراستی است و هنگامی که روایتِ جهان‌شان به خود آن‌ها سپرده می‌شود، حتّی برای بیان عجیب‌‌ترین خیالات‌شان، از زبانی ساده استفاده می‌کنند. پیچیدگی‌ها و نامفهومی‌ها احتمالی در روایت آن‌ها نه به جهان خودشان که به جهان بزرگ‌‌تر و نوع رابطه‌اش با جهان کودکان مربوط می‌شود.

داستانِ «وهم سبز» روایتی است از «بلوغ» یک دختربچه؛ بلوغی جسمانی و ذهنی. این، به خودی خود، امری داستانی نیست. همه‌ی کودکان به بلوغ جسمی و ذهنی می‌رسند و مرحله‌ی کودکی را پشت سر می‌گذارند. اما شخصیت اصلی این داستان با شرایط ساخته و مخصوص جهان بزرگ‌‌تر‌ها «بلوغ» دردناک، هول‌آور و خشونت ‌باری دارد. همین نکته، که درون‌مایه‌ی داستان نیز هست، روایت دخترک را داستانی کرده است. صفت‌هایی چون «دردناک»، «هول‌آور». «خشونت‌بار» که من در مورد ویژِگی‌ بلوغ دخترک داستان به کار بردم، در لایه‌ی بیرونی داستان و در نظر اوّل به چشم نمی‌آیند و باید نیز چنین باشد؛ چرا که راوی کودکی ۱۳- ۱۲ ساله است و با ذهن و زبان ساده‌ی خود جهان خویش را روایت می‌کند. گذشته از این، کسانی که چنین شرایطی را برای او رقم زده‌اند از نزدیکان و بستگان او هستند: مادر، برادر، پدر… وجود چنین رابطه‌ای میان راوی و آن دیگران، بسیاری از برخوردها و خشونت‌ها را در ذهن او امری عادی و حتی محق جلوه‌گر می‌سازد.

ادامه مطلب …

قرینه‌ای داستانی با دایره‌ای بسته

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴

نقدی بر کتاب دو زبانه نامتعارفه آقای مترجم! (مترجم بخش انگلیسی: پریا لطیفی‌خواه)

محمدعلی علومی

«آن یکی» نمونه‌ای خوب و موفق از داستان‌های بسیار کوتاه و مینی‌مال است که رگه‌های قدرتمند از ادبیات پست مدرن دارد. داستان کوتاهی که متناسب با موضوع و مضمون، زبان آن نیز شاعرانه است. طوری که می‌شود تقطیع کرد تا به شکل شعر سپید درآید. مثلاً به این ترتیب که:

«مادلمان برای هم تنگ‌شده

با بهانه‌ای ساده ادامه مطلب …

گردش

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴

شمس آقاجانی

با نگاهى به دو شعر از کتاب «طلعت منم!» فرخنده حاجى‌زاده

چیزى هست که قصه‌ها، شعرها و مقالات خانم حاجى‌زاده را به هم نزدیک مى‌کند. این حرکتِ ژانرهاى مختلف به سمت یکدیگر تنها به این دلیل نیست که همه آن‌ها توسط نویسنده‌اى واحد نوشته شده‌اند.

***

دور جهان که نمى‌توانم بگردم

سطر فوق سطر اول شعرى است با عنوان «گرد چشم‌هایت». اجزا و آحاد سازنده این سطر اجراى نوعى گشتن و گردیدن‌اند، در حالى که معناى عبارت در تضاد با آن قرار مى‌گیرد. آیا این امر را باید نوعى ناهمخوانى به شمار آورد؟ ادامه مطلب …

برخورد نزدیک در نیویورک با زن عجم خوبه یا تی.ان.تی

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

تأملی پیرامون جنسیت و میراث زنانه

داریوش معمار

شاید اگر قرار باشد از ویژگی‌های مهم عصر خود تعدادی را نام ببریم بتوان به استعاری شدن، کلیشه، کنایه، طنز، نمایش، کپی‌برداری، ضد و نقیض‌گویی، بازی‌دادن، التقاطی‌گری، و کثرت‌گرایی اشاره نمود که همه و همه زمینه از شکاکیت و بدبینی دامنه‌دار نسبت به اصل واقع‌شدن هر رویدادی و به حاشیه راندن وجوه رسمی و قطعی آن است. صورتی از فرافکنی ایده‌ها که در مقاله «مشروعیت زدایی»۱ لیوتار۲ آن را روشی برای رهایی از یک دست‌سازی در بخش روایت کلان و تفکرات و تأمل‌های وابسته به آن‌ها می‌داند. وضعیتی که ابزارهای قدرت را- به عنوان گزاره‌ای مسلط در فرایند همگانی‌شدن امکانات زایش و تولیدی که مجموعۀ قواعد و شناسه‌های خود را به ما تحمیل نموده- دچار بحران مشروعیت نموده و مرجعیت‌شان را در ارائه خود و سیطره بر شرایط دیگر تنزل داده و ناکام می‌گذارد. در قصه برخورد نزدیک در نیویورک از رضا براهنی ما با شخصیت‌ها و رویکردهایی روبه‌رو هستیم که با به مسخرگی کشاندن جنسیت رخدادها و وابستگی‌های پیرامون‌شان در وضعی استعاری و هم کنایی می‌خواهند به بی‌اعتباری آنچه محدوده‌ی دریافت‌های ما از قاعده‌مندی آن‌هاست اشاره نموده و آهنگ پیچیده‌ی روانی وضعیتی که در اکنون ما جریان دارد را از غیاب درآورده در برابر ما قرار دهند. سیر بلوغ متوالی درگیری‌های دامنه‌دار انسان امروز با خویش و از سویی دیگر شرایط حاکم- مدرن- با ماهیت متحولی است که می‌خواهد همه چیز از جمله آن میراث را در کش و قوس کنش‌اش تغییر دهد، وانموده‌ای از سوءتفاهم‌های پیرامون ما در وضع تأخیری و ضد و نقیض روزگاری که سپری‌شده، میراثی آن‌قدر سنگین که می‌توان به کشمکش هر کسی را متهم به اخلال در فهم عمومی، حافظه‌ی عمومی و آسایش عمومی، آن هم در آشوب‌ترین دوران‌ها نمود.

ادامه مطلب …